
دانلود فیلم IT Chapter Two 2019 – بازگشت به شهری که هیچوقت فراموش نمیکند
گاهی هیولا زیر تخت نیست؛ در همان خاطرهای خوابیده که سالها وانمود کردهای فراموشش کردهای.
فیلم It 2019 یا It Chapter Two ساخته Andy Muschietti ادامه کابوس سال ۲۰۱۷ است؛ اما اینبار کودکان دیروز، بزرگسالانی شدهاند که فکر میکنند از شهر دری فرار کردهاند. اشتباه میکنند. دری آدمها را رها نمیکند. فقط صبر میکند تا زخمها برسند.
این فیلم درباره بازگشت است؛ نه فقط بازگشت به یک شهر، بلکه بازگشت به لحظهای که ترس برای اولینبار درون آدم خانه کرد. پنیوایز اینجا فقط یک دلقک قاتل نیست. او بوی تعفن خاطره است. چیزی که از تاریکی بیرون نمیآید؛ چون همیشه آنجا بوده.
در حال بارگذاری پخش کننده…
ژانر: ترسناک، راز آلود
امتیاز: 6.5/10
رده سنی: PG – 17
کارگردان: Andy Muschietti
نویسنده: Gary Dauberman
محصول کشور: ایالات متحده آمریکا
تاریخ اکران: September 6, 2019
زمان فیلم: 169 دقیقه
زبان فیلم: انگلیسی
زیرنویس: جداگانه و چسبیده
بازیگران اصلی: Jessica Chastain, James Mcavoy, Bill Hader
خلاصه فیلم: اتفاقات قسمت دوم این فیلم بیست و هفت سال پس از اتفاقات قسمت اول جریان دارد ، جایی که اعضای باشگاه بازندگان به واسطهی یک تماس تلفنی مرموز بار دیگر دور هم جمع میشوند تا دوباره با پنی وایز این دلقک ترسناک و مخوف مواجه شوند و…
در شرایط فعلی اینترنت کشور، حفظ کیفیت محتوای سایت و ادامه فعالیت تیم ما باعث شده با هزینه های هنگفتی روبرو بشیم!!! حمایت شما از طریق خرید محصولات یا کمک مالی، نقش ارزشمندی در تداوم مسیر ما دارد. پیشاپیش ممنون از حمایت شما…
نشانهها، نمادها و ایستراگهای فیلم
مهمترین نماد فیلم بادکنک قرمز است. چیزی ساده، اما به شکلی عجیب تهدیدکننده. بادکنک در جهان فیلم نماد حضور چیزی است که دیده نمیشود اما همیشه نزدیک است. مثل ترسی که در ذهن انسان شکل میگیرد و هرگز کاملاً از بین نمیرود.
یکی از ایستراگهای مهم فیلم حضور کوتاه استیون کینگ است؛ نویسنده رمانی که فیلم بر اساس آن ساخته شده. او در نقش صاحب یک مغازه ظاهر میشود. حضوری کوتاه، اما معنادار. انگار خالق این کابوس برای لحظهای وارد جهان خودش شده تا ببیند هیولایی که خلق کرده هنوز زنده است.
خانه متروکه Neibolt Street هم فقط یک لوکیشن نیست. این خانه در فیلم شبیه حافظهای پوسیده عمل میکند. هر اتاق، تکهای از گذشته است. گذشتهای که شخصیتها سالها تلاش کردهاند دفنش کنند.
و البته آب و فاضلاب. در دنیای It، فاضلاب فقط محل زندگی پنیوایز نیست. استعارهای از تاریکترین لایههای ذهن انسان است. جایی که ترسها، خاطرات و گناهها در سکوت انباشته میشوند.

تحلیل فلسفی و مفهومی فیلم It 2019
پنیوایز را میشود هیولا دید، اما اگر کمی نزدیکتر شوی، او بیشتر شبیه یک ایده است؛ ایدهای درباره ترس بهعنوان نیرویی که انسان را شکل میدهد. در این جهان، ترس فقط واکنش نیست. موجودیت دارد. بدن دارد. دندان دارد. میخندد.
فیلم از نظر روانشناختی، درباره بازگشت تروما است. تروما مثل خاطره معمولی عمل نمیکند. خط زمانی نمیشناسد. ممکن است سی سال بگذرد، اما یک بو، یک صدا، یک مکان، ناگهان تو را به همان لحظه پرت کند. It Chapter Two دقیقاً روی همین کابوس بنا شده. آدمهایی که فکر کردهاند بزرگ شدن یعنی نجات یافتن، میفهمند بلوغ همیشه درمان نیست. گاهی فقط نقابی مرتبتر روی صورت ترس است.
از نگاه فلسفی، فیلم با پرسشی تاریک بازی میکند:
آیا ما از ترسهایمان ساخته شدهایم یا از لحظهای که تصمیم میگیریم جلویشان بایستیم؟
باشگاه بازندگان، نام عجیبی دارد. آنها بازندهاند چون جامعه، خانواده و مدرسه آنها را چنین دیدهاند. اما فیلم آرامآرام این واژه را برمیگرداند. بازنده بودن در جهان It یعنی کسی باشی که هنوز کاملاً آلوده نشده. کسی که زخم دارد، اما بهخاطر همان زخم، درد دیگران را میفهمد.
پنیوایز نماد شر مطلق نیست؛ نماد شری است که از ترس تغذیه میکند. اگر بترسی، بزرگتر میشود. اگر باورش کنی، واقعیتر میشود. این دقیقاً همان منطق بسیاری از کابوسهای انسانی است. شر همیشه با قدرت شروع نمیکند. گاهی با یک نجوا شروع میشود: «تو تنها هستی.»
و همینجاست که فیلم ضربهاش را میزند. میگوید شاید هیولا را نتوان نابود کرد، مگر وقتی که دیگر به او اجازه ندهی نام تو را تعریف کند.

جمعبندی نقد فیلم It 2019
It 2019 فیلمی بینقص نیست، اما کابوسی کامل دارد. ریتمش گاهی سنگین میشود، بعضی لحظاتش بیش از حد توضیح میدهند، اما وقتی به قلب تاریکش نزدیک میشوی، میفهمی مسئله فقط ترساندن نیست. فیلم میخواهد تو را مجبور کند به چیزی فکر کنی که معمولاً از آن فرار میکنی: کودکی، زخم، فراموشی، و آن صدایی که هنوز از ته چاه صدایت میزند.
پنیوایز شاید روی پرده بمیرد، اما ایدهاش نه. چون هر شهری یک فاضلاب دارد. هر آدمی هم.
و اگر خوب گوش بدهی، شاید جایی در تاریکی، صدای خندهای آرام بشنوی؛ خندهای که مطمئن است تو بالاخره برمیگردی.
