تخریب دیزی (Daisy’s Destruction) سند تاریکی انسانها
یه ویدیو توی اینترنت هست که کمتر کسی جرئت داره حتی اسمشو بلند بگه… ویدئویی که از ذهن آدم پاک نمیشه، حتی اگه فقط دربارهش بشنوی. نه به خاطر جلوههای ویژه. نه به خاطر صحنههای خونین. بلکه چون واقعیه. ویدیوی تخریب دیزی (Daisy’s Destruction) اسمش شبیه یه موزیک متاله… اما اونچه توش اتفاق میافته، خالصترین شکل از جهنمه.
مطلب منتشر شده تنها به قصد افزایش آگاهی اجتماعی میباشد و هیچ سوی نیتی ندارد. هدف دایمنز تلاش برای افزایش اطلاعات، امنیت فردی و جمعی میباشد در محیطی ایمن تا جستجوگران مبتدی طعمه شیاطین سایبری نشوند.
تو این مقاله قراره بریم به دل تاریکترین لایهی دارکوب. جایی که دیگه خبری از «انسان» نیست. فقط حیوانهایی با بدن انسان که دوربین به دست گرفتن و روی یه کودک معصوم شکنجه اجرا میکنن و اون پشت؟ مردی ایستاده به اسم پیتر اسکالی (Peter Scully).
این یه داستان واقعیه. اما نه از اونایی که آخرش عدالت پیروز میشه و مردم نفس راحت میکشن. نه… چون چیزی که تو این داستان نابود میشه، فقط یه دختر نیست. بلکه اعتماد ما به انسانیته…
(برای درک بهتر این مقاله باید همه چیز رو درباره ردروم ها بدونید. توی لینک زیر به طور کامل درباره رد روم ها صحبت کردیم)
پیتر اسکالی (Peter Scully) از معصومیت تا آغاز تاریکی
پیتر جرالد اسکالی (Peter Gerard Scully)، متولد ۱۳ ژانویه ۱۹۶۳ در استرالیا، در نگاه اول هیچ فرقی با آدمای معمولی نداشت. یه مرد باهوش، ریزنقش و زیرک. اما پشت چشمهای بیاحساسش، یه چیزی بود که از همون اول بوی فساد میداد.
کودکی اسکالی پر از خشونت بود. پدری غایب، مادری ناپایدار، و محیطی که در اون احساسات یا خفه میشدن یا تبدیل به ابزار میشدن. به گفته خودش در کودکی توسط یک کشیش مورد تجاوز قرار گرفته. خیلی زود یاد گرفت که چطور آدمها رو دستکاری کنه. از دروغ گفتن و مظلومنمایی تا ایجاد اعتماد کاذب.

اون بعدها ازدواج کرد و نتیجه این ازدواج تولد 2 فرزند بود و با خانوادش توی روستایی به اسم ناروارن در حومه ملبورن زندگی میکرد. اما تو میانه راه همه چیز تغییر کرد.پیتر اسکالی تصمیم گرفت در یک شب به طور ناگاهنی خانوادش رو بدون هیچ خبری ترک کنه و به شهر بره.
پیتر اسکالی توی جریان یک نقشه کلاهبرداری زیرکانه تونست 2.68 میلیون دلار از 20 سرمایه گذار حوزه املاک بدزده. همسایه های پیتر اسکالی از اون به عنوان خطرناک ترین آدمی که تا به حال از نزدیک دیدند یاد میکردند!
یکی از همکاران پیتر اسکالی میگفت: “تنها چیزی که میتونه به پیتر اسکالی برای انجام هر کاری انگیزه بده فقط و فقط پوله!”.
جرایم پیتر اسکالی فقط در مورد کلاهبرداری های مالی نبود. اون به صورت پنهانی در مهمانی های جنسی حومه شهر شرکت میکرد و اتفاقا اونجا با یک دختر نوجوان مالزیایی به نام لینک ارتباط پیدا کرد و تا وقتی توی استرالیا بود اون رو تحت سلطه خودش گرفته بود!
اون نه قاتل بالفطره بود، نه یه روانی کلاسیک. بلکه یه موجود هوشمند با گرایش به قدرت، کنترل، و تسلط. خصوصاً روی کسانی که آسیبپذیر بودن… کودکان، زنان، و هر کسی که صدا نداشت.

قبل از اینکه پای اسکالی به دارکوب باز بشه، در استرالیا بهخاطر کلاهبرداری گسترده تحت پیگرد بود. پیتر وقتی دید داره گیر میافته، ناگهان غیب شد و در نهایت فرار کرد به فیلیپین. جایی که نظارت قانونی تقریباً صفره، فقر بیداد میکنه، و کودکان تو خیابون دنبال غذا میگردن. برای پیتر اسکالی، فیلیپین بهشت بود. بهشتی برای یه شکارچی…
پیتر اسکالی وقتی وارد فیلیپین شد، دیگه دنبال پول نبود. اون حالا دنبال قدرت مطلق بود. قدرتی که بتونه باهاش آدمها رو بشکنه، تحقیر کنه، نابود کنه و تماشا کنه.
اون خیلی زود به شبکههای دارکوب دست پیدا کرد. مخصوصاً فرومهایی که روی ویدیوهای شکنجه تمرکز داشتن. اسکالی نهتنها کاربر بود، بلکه تولیدکننده محتوا شد. یه استودیو ساخت. تجهیزات خرید و بدترین ایده ممکن رو در ذهنش پروروند: “ساخت ویدیویی که از همه چیز وحشتناکتر باشه”.

طعمه های پیتر اسکالی (Peter Scully)
پیتر عموما خانواده های ضعیف و آسیب پذیر رو طعمه قرار میداد. اون با دادن وعده هایی مثل ارائه غذای مناسب و آموزش کافی و فراهم کردن رفاه برای فرزندان، والدین فقیر رو فریب میداد.
در نهایت وقتی خانواده ها بعد از گذشت مدتی خبری از فرزندانشون نمیشد و به پیتر اسکالی مراجعه میکردند، پیتر ادعا میکرد که برای داشتن شرایط بهتر، فرزندانشون رو به کشور های جهان اولی فرستاده و با یک ویدیو از پیش ضبط شده صدای اعتراض والدین رو خفه میکرد!
همدستان و همکاران پیتر اسکالی (Peter Scully)
پیتر اسکالی توی هیچ کدوم از این مراحل تنها نبود. اون به کمک 2 زن و یک نوجوان تمامی اهداف خودش رو جلو میبرد!
لیزبل مارگالو (Liezyl Margallo): اولین دختری که پیتر اسکالی پس از فرارش به فیلیپین به صورت جدی باهاش وارد رابطه شد لیزبل مارگالو بود. کسی که به صورت خیلی جدی در تمام ویدیو ها و اعمال مجرمانه پیتر دست داشت و اگر بیشتر از اون گناهکار نباشه کمتر از اون نیست! بعد زا دستگیری پیتر اسکالی فراری شد و به شهر Davao پناه برد ولی دستگیر شد.

کارمه آن آلوارز (Carme Ann Alvarez): کارمه آن آلوارز از اولین قربانی های تجاوز پیتر اسکالی بود که بعد تبدیل به همدست اون شد. همچنین اون از دوستان صمیمی لیزبل مارگالو بود که کنار دوستش به اعمال مجرمانه پیتر اسکالی عمق بیشتر داد. کارمه آن آلوارز توی پیدا کردن قربانی ها و همچنین ویدیو های شکنجه کودکان با پیتر اسکالی همدست بود. جرییات و شایعاتی وجود داره که گاهی پیتر اسکالی با لکارمه آن آلوارز به دوست دختر خودش یعنی لیزبل مارگالو خیانت میکرد. حتی گفته میشه کارمه آن آلوارز به صورت پنهانی عاشق پیتر اسکالی بوده اما این ادعا ها در حد شایعه باقی موند و اثبات نشد.
متیو دیوید گراهام ملقب به لاکس (Matthew David Graham “LUX”): لاکس یکی از منفور ترین افراد دنیاست! به قدری منفور که حتی افراد پدوفیل هم از اون نفرت داشتند. لاکس یک آدم عادی نبود. اون گردانند وبسایت Hurt2theCore، یکی از معروف ترین و بدنامترین وبسایت های دارک وبی بود که در زمینه گشترش ویدیو های خشونت آمیز، تجاوز به افراد و کودکان، قتل و شکنجه فعالیت میکرد.

توجه لاکس به پیتر اسکالی زمانی جلب شد که اولین ویدیوشو میبینه. لاکس به سرعت با جلب اعتماد پیتر با اون ارتباط میگیره و شروع میکنه به گذاشتن ویدیو هاش داخل سایت Hurt2theCore و جمع کردن طرفدار برای پیتر اسکالی. برخی ویدیو های پیتر اسکالی حتی تا 10 هزار دلار قیمت میخورد و به فروش میرسید.
بزودی مقاله جدیدی و کاملی درباره “لاکس” و سایت “Hurt2theCore” مینویسم و براتون داخل سایت منتشر میکنم.
تخریب دیزی (Daisy’s Destruction) ویدیویی که نفرین شد
پیتر اسکالی تا اون لحظه 17 ویدیو به فروش گذاشته بود اما هیچ کدوم از اونها به اندازه ویدیو هجدم جنجال بپا نکرده بود.
در سال ۲۰۱۲، ویدیویی تو دارکوب پخش شد به اسم تخریب دیزی. حدود یک ساعت محتوا. تماماً شکنجه، تجاوز و تحقیر یک دختر کوچک ۱۸ ماهه به اسم دیزی. فرد شکنجهگر؟ خود پیتر اسکالی، به همراه دو زن همدستش. کارمه آن آلوارز و لیزبل مارگالو.

این ویدیو در بدترین بخشهای دارکوب دست به دست شد. با قیمتهایی بین ۱۰ تا ۵۰ بیتکوین (در آن زمان، حدود ۵۰۰۰ تا ۲۵۰۰۰ دلار). پرداختها به صورت ناشناس انجام میشد و تنها به افراد مورد اعتماد لینک داده میشد.
تو این ویدیو، دیزی کتک میخورد. زجه میزد. با کابل برق، طناب، و ابزارهای صنعتی شکنجه میشد و تمام اینها، با کیفیت و نورپردازی حرفهای فیلمبرداری شده بود. وحشتناکترین بخش این بود که دوربین همیشه فیکس روی صورت دیزی بود. ترس، درد، التماس… همه چیز ضبط شده بود.

دیزی حتی توانایی درخواست کمک نداشت چون هنوز به سن حرف زدن نرسیده بود. تنها کاری که از دیزی برمیومد گریه کردن بود. بعد از گذشت تقریبا 20 دقیقه دیزی حتی توانایی گریه کردن هم نداشت. فقط با چشمان باز داشت بلایی که سرش میومد رو تماشا میکرد.
در دقایق پایانی ویدیو حتی چشمان دیزی باز نبود! درست فکر میکنی. دیزی از شدت درد و شکنجه ای که بهش وارد کرده بودن جونش رو از دست داده بود. پیتر اسکالی حتی به جنازه دیزی هم رحم نکرده بود. حتی زمانی که دیزی مرده بود پیتر اسکالی داشت شکنجه و تجاوز رو به جنازش تحمیل میکرد!
دیزی کی بود و چطور بدست پیتر اسکالی افتاد؟
دیزی، یه دختر معصوم و خردسال ۱۸ تا ۲۰ ماهه، که به نظر میرسید از اقشار بسیار فقیر در فیلیپین بوده. پیتر اسکالی همراه با همدستش، Carolyne “Angelia” Augusto، تونست نظام فقر و ضعف قانونی رو دور بزنه.
اونها دختری بیپناه رو با وعدهای دروغین درباره مدرسه یا کمک مالی اغفال کردند و وارد یه تونل تاریک کردن. زنده زنده وارد یه کابوس شدند که حتی تصورش موجب لرزه میشه…

اولین زنگ خطر | شروع برای پیدا کردن پیتر اسکالی
ویدیوی تخریب دیزی به قدری وحشتناک بود که حتی دچار شوک کاربران دارک وبی شد. هیچوقت نفهمیدم به چه صورت اما کلیپ تخریب دیزی پا فراتر از دارک وب گذاشت و در بین عموم مردم پخش شد و این حساسیت پلیس رو به شدت بالا برد.
درون کلیپ تخریب دیزی چند کلمه به زبان هلندی صحبت شد و حتی در مراحل تدوین اون کلمات حذف نشد. حتی با اینکه اون کلمات با لهجه استرالیایی گفته شده بود، پلیس هلند به قدری علیه این ویدیو شواهد و مدارک جمع اوری کرده بود تا سال 2015 روی این پرونده موند و پرونده تخریب دیزی تبدیل به یک پروژه بین المللی شد.
رصد تراکنشهای بیتکوین توسط آژانسهای اطلاعات مالی، ادارات پلیس، Virtual Global Taskforce (ترکیب آژانسهای بینالمللی ضد استثمار کودکان) و پلیس فدرالاسترالیا شروع شد و اولین سرنخ ها در عرضه مستقیم و پخش فایل های ویدیویی فاش شد اما کافی نبود. لوکیشن مقصد اکثرا به فلیپین ختم میشد اما این یک سوزن بود در انبار کاه.
مرورگر تور (Tor)؛ دروازه ورود به جهنم
تا حالا شده وارد یه خونهی قدیمی بشی که هیچ پنجرهای نداره؟ فقط تاریکه. هر اتاقش یه رمز داره. هر دری رو که باز میکنی، ممکنه چیزی ببینی که نخوای ببینی. مرورگر Tor (The Onion Router) دقیقاً همینطوریه. طراحی شده برای ناشناس موندن. برای اینکه هیچکس نفهمه کی هستی، از کجا اومدی و داری چی میبینی.
وقتی با Tor وارد اینترنت میشی، مسیرت از بین دهها نود رمزگذاریشده عبور میکنه. سرورها نمیتونن بفهمن تو کی هستی. حتی اینترنتت هم نمیفهمه دنبال چی هستی. این عالیه، نه؟ بله… تا وقتی که وارد آدرسی با پسوند .onion میشی، جایی که واقعاً باید بدونی داری کجا قدم میذاری.
توی لینک زیر یه مقاله کامل درباره مرورگر Tor منتشر کردم
دومین زنگ خطر | آدم فروشی در قبال تخفیف مجازات
طبق گزارشهای غیررسمی، یه هکر اهل اروپا که قبلاً در یکی از فرومهای بسته فعالیت داشت، اطلاعاتی از یکی از سرورهای مربوط به پلتفرم اشتراکگذاری محتوا رو لو داد.
این سرور شامل لاگهایی از ویدیوهای آپلود شده و بعضی ایمیلها و رمزگذاریهای ناقص بود. به خاطر اشتباه یکی از همدستان اسکالی، لوکیشن تقریبی لو رفت.
در همین زمان، یکی از مشتریها از ترس دستگیری خودش، در ازای تخفیف در مجازات، اطلاعاتی دربارهی “سازنده” اصلی فایل ارائه داد… اسمش؟ پیتر اسکالی.

سومین زنگ خطر | فرار کودکان و لو رفتن مخفیگاه
یکی از مهمترین نقاط تحقیقات گزارش یک مادر فیلیپینی بود که دختر کوچیکش ناپدید شده بود. اون زن، مثل خیلی از خانوادههای فقیر، فکر میکرد دخترش رفته سر کار یا دزدیده شده تا اینکه توی محلهها، زمزمههایی از دختربچههایی که ناپدید میشن به گوش رسید.
یکی از بزرگترین شوکها وقتی بود که دختربچهای حدوداً ۱۲ ساله، از محل فیلمبرداری فرار کرد و توسط یک خانواده محلی پناه داده شد. اون دختر تمام داستان و اسم پیتر اسکالی رو گفت. توی اتاقی که نگه داشته شده بود، رد خون، وسایل ضبط و میخهایی روی دیوار پیدا شد.

یورش نهایی | نجات کودکان قبل از قتل
وقتی همهچیز کنار هم قرار گرفت، گزارش دختر، دادههای بیتکوین، آدرس IP، صدای پسزمینهی لهجه استرالیایی، حتی نوری که از پنجره محل فیلمبرداری وارد میشد، پلیس Malaybalay و NBI فیلیپین با مجوز رسمی، وارد خونهای شدن که ظاهراً متروکه بود ولی درواقع محل اصلی ضبطها و شکنجهها بود.
5 کودک زنده پیدا شدن. تکههایی از لباسهای دخترهای مفقود پیدا شد. وسایل فیلمبرداری و لپتاپ شخصی اسکالی اونجا بود. چند روز بعد در تاریخ 20 فوریه 2015، اسکالی تو یکی از شهرهای اطراف (Malaybalay) که با اسم جعلی زندگی میکرد، دستگیر شد. اون تحت شش احضاریه بینالمللی بازداشت شد و به اتهامات آدمربایی، قاچاق جنسی، تجاوز و قتل مواجه شد.

آتش سوزی اتاق شواهد | نجات احتمالی پیتر اسکالی
اسکالی بلافاصله بعد از دستگیری در اولین جلسه دادگاه به 15 سال حبس محکوم شد تا به بقیه پرونده اون نیز رسیدگی بشه. در این حین ناگهان اتاقی که شواهد و وسایل پیتر اسکالی در اونجا نگهداری میشد آتش گرفت و تمام شواهد و مدارک علیه پیتر اسکالی از بین رفت. هممون میدونم این آتش سوزیه به هیچ عنوان اتفاقی نبوده ولی هیچ مدرکی دال بر اینکه چجوری اتاق آتش گرفت یا چه کسی پشت این ماجرا بوده وجود نداره.
یک گزارش غیر رسمی وجود دارد که طبق اون با بررسی وسایل پیتر اسکالی متوجه شدند ویدیو های ضبط شده پیتر اسکالی خیلی بیشتر از 18 عدد بوده و فقط بخش کوچکی از اونها درون داک وب منتشر شده. این در صورتی هستش که به اعتقاد پلیس، تمامی اون چیزی که از پیتر اسکالی کشف شده بسیار کمتر از چیز هایی بوده که اتفاق افتاده.
تمام تیکه های لباس، هارد درایو ها، لپ تاپ ها، دوربین های فیلمبرداری، ابزار صدابرداریو… توی اون آتش سوزی از بین رفت. اما همون 18 ویدیو باقی مونده و محل فیلمبرداری به قدری مدارک مهمی بودند که به اندازه کافی قوی بودند که پیتر اسکالی نتونه از زیر هیچکدوم از این محاکمه ها فرار کنه.
دادگاه پیتر اسکالی از سال 2015 تا 2022 به مدت 7 سال طول کشید. پیتر در سال 2018 به حبس ابد و پرداخت غرامت به خانواده قربانیان محکوم شد و در انجام در دادگاه نهایی در سال 2022 به مجازات تعیین شده اون 129 سال حبس اضافه شد. (نمیدونم چجوری به حبس ابد 129 سال میتونن اضافه کنن ولی خب به هر حال…).

سرنوشت شریک جرم های پیتر اسکالی
لیزبل مارگالو (Liezyl Margallo): معروفترین همدست پیتر اسکالی که خیلیها بهش لقب “دست راست اسکالی” رو میدن. شخصی که توی کلیپ تخریب دیزی (Daisy’s Destruction) نقش مستقیم داشت. سال ۲۰۱۷ بعد از ماهها فرار، در سیبو (Cebu City) دستگیر شد. اون موقع چهرهاش رو عمل کرده بود و اسم جعلی استفاده میکرد. پلیس به کمک یه عکس قدیمی و گزارش یک شاهد محلی، تونست ردش رو بزنه. اون در حال حاضر به جرم های جرمهای «آزار جنسی کودک»، «همکاری در شکنجه»، «توزیع محتوای غیرقانونی»، «آدمربایی» و «همدستی با شبکههای دارکوب» در بازداشت NBI هستش و هنوز حکم نهاییش صادر نشده. پیش بینی میشه که حبس ابد یا بدتر در انتظارش باشه.

کارمه آن آلوارز (Carme Ann Alvarez): پرونده کارمه آن آلوارز کمی پیچیده تر هستش. چون شواهد خیلی دقیق وجود نداره که تا چه اندازه در جرایم پیتر اسکالی دخالت داشته. اما چیزی که مشخصه اینه که حداقل به عنوان نگهبان در محل نگهداری قربانیان فعالیت میکرده. کارمه آن آلوارز خیلی زودتر از لیزبل مارگارو دستگیر شد اما به طرز عجیبی تحت یک بازداشت خانگی در یک منطقه محافظت شده به سر میبره. طبق برخی گزارشات غیر رسمی اون برای پیدا کردن پیتر اسکالی و لو رفتن مخفیگاه شکنجه ها به شدت به پلیس کمک کرده و شاید بدون همکاری اون تا همین لحظه پیتر اسکالی دستگیر نمیشد.
تاریکی که هیچوقت فاش نشد | سرنوشت نهایی دیزی چه بود؟
تمام اطلاعات پلیس درباره تا همون لحظه ای بود که کلیپ تخریب دیزی تموم شد. پیتر اسکالی هیچوقت درباره سرنوشت دیزی به دادگاه چیزی نگفت و هنوز سرنوشت تاریک دختر بچه مظلومی به اسم دیزی در تاریکی و ابهام باقی مونده.

یک قدم فراتر | تغییر قانون اساسی برای پیتر اسکالی
این پرونده به قدری تاریک و ترسناک بود که دادستان های فلیپین و مردم خواستار تغییر قانون اسیس شدند. در قانون اساسی فیلیپن اعدام وجود ندارد و حبس ابد جایگزین اون هستش. مردم و دادستان ها خواستار این بودند که قانون اساسی فیلیپین به مدت 24 ساعت ویرایش شوند تا بتوانند پیتر اسکالی رو به بدتر شکل ممکن محاکمه و اعدام کنند.
حتی در رای گیری های غیر رسمی رسانه های فیلیپین رای اکثریت مردم با اعدام پیتر اسکالی بود اما این تغییر قانون اساسی تا به امروز اتفاق نیوفتاده و روند پرونده مثل سابق طی میشه.

جمع بندی نهایی | آیینه ای که شکست اما انعکاس ما بود
«تخریب دیزی» فقط یه ویدیو نبود، یه فاجعه نبود. یه آیینه!
آیینهای که ما جلوش ایستاده بودیم و تماشا کردیم.
آیینهای که وقتی نگاهش میکردی، صورت پیتر اسکالی رو نمیدیدی… خودت رو میدیدی!!! تویی که با کنجکاوی وارد این مقاله شدی. تویی که اسکرول کردی. تویی که دنبال اسمها و فایلها گشتی. تویی که یه جای ناخودآگاهت، بیشتر از اینکه وحشت کنی، کنجکاو شدی و این همون خط قرمزیه که دایره انسانبودن رو از حیوانیت آگاهانه جدا میکنه.
تو از شکنجه دیزی خشمگین نشدی… تو مجذوب شدی. اگه بخوای با خودت رو راست باشی، یه سوال بپرس:
اگه این ویدیو همین الان تو دستهات بود، ویدیو رو پلی میکردی…؟؟ فقط یک ثانیه؟ فقط از رو کنجکاوی؟ فقط ببینی راسته یا نه؟ فقط…
و همینه که جهانهایی مثل دارکوب میتونن زنده بمونن. چون نه به خاطر هیولاهایی مثل پیتر اسکالی، بلکه به خاطر تماشاگرهایی مثل تو. اونهایی که با انزجار نگاه میکنن ولی ادامه میدن. اونهایی که میخوان بدونن، نه برای جلوگیری، بلکه برای تجربهای کوتاه از سیاهی.
من (دایمنز) تو سایتم چیزی رو عادیسازی نمیکنیم. من حقیقت رو لخت، عریان، و ترسناک نشون میدم. تا بفهمی اگر از این لحظه به بعد، باز هم سکوت کردی، باز هم کنجکاوی بیارزش رو انتخاب کردی، تو هیچ فرقی با اسکالی نداری. فقط شانس آوردی که جای اون توی قاب دوربین نبودی.
من (دایمنز) تو سایتم چیزی رو عادیسازی نمیکنیم. من حقیقت رو لخت، عریان، و ترسناک نشون میدم. تا بفهمی اگر از این لحظه به بعد، باز هم سکوت کردی، باز هم کنجکاوی بیارزش رو انتخاب کردی، تو هیچ فرقی با اسکالی نداری. فقط شانس آوردی که جای اون توی قاب دوربین نبودی.








من خیلی وقته پیش تو یک پست راجب این لعنتی خوندم و بعد رفتم تو ویکی پدیا راجبعش خوندم…الان چند ساله بخاطرش از کشور های شرق آسیا و حتی استرالیا متنفر شدم….اینکه این لعنتی حرف اول اسمش مثل من با پ شروع میشه حالم رو بده…و خدا یا هرکسی که اون بالاست شاهده الان من کمی اشکم ریختم و…..الان شما دقیقا چرا زود هر کسی که رو این مقاله رو خونده سریع قضاوت میکنی؟ چرا؟ من الان حاضرم نصف زندگیم رو بدم تا بشنوم اون کثافت به شدید ترین شکل ممکن مرده…دلم میخواد بببنم اون لعنتی و دوتا دوست دخترش و همه ای دوستاش زنده زنده تو آتیش بسوزند، سلاخی باشند، و آرزوی مرگ کنند…میخوای بدونی فرق بعضی افراد با اون کثافت ها چی است…بعضی ها دوست دارند مجازات آدم های مثل اون رو تماشا کنند…پیتر اسکالی،لاکس، هیتلر، و هر شیطانی که تو این دنیا وجود داره….
من حتی خودم رو هم که این مقاله رو نوشتم قضاوت کردم
مقاله خوبی بود. البته یه جاشو اشتباه نوشتی. دیزی ته ویدیو نمیمیره و زنده میمونه. شاید به نظر تو اینجوری اومده چون جوری ک نوشتی احساس کردم خودتم ویدیو رو دیدی؟
نه قربونت برم اشتباه میکنی. شما یه سرچی داخل رسانه های فلیپینی انجام بدی متوجه میشی که اون بچه کوچیک توانشو نداشت و متاسفانه از بین رفت. ممنون بابت کامنتت
این انسانهای خوب رو نباید، حبس ابد بدهند… فقط اگر زندانی من میبودن، از اونها با آب جوش پذیرایی میکردم. آب جوش کتری رو روی بدنشون میریختم و چنان شکنجه ای به اینها میدادم، که هیچ انسانی آنطور شکنجه نشده باشه.
سعید جان فرق زیادی بین شما و پیتر اسکالی وجود نداره.
جالبه تو خودتم یکی از اونایی و میدونی و حالا تلاشت صرفا برای ادغام کردن ما با خودت در قالب حقیقتی آشکاره
نیازی نیست نگران ما باشی قبل اینکه مثه تو از شکنجه شدن یه بچه بیگناه لذت ببریم تو فکرمون قتل قاتلش رو پرورش میدادیم
وقی میتونی براحتی تصور قتل کسی رو بکنی، انگیزه کافی برای تبدیل شدن به کسی که میتونه از شکنجه شدن یک بچه لذت ببره رو داری