دیپ وب و دارک وب – تاریک ترین جای جهان
یه جایی توی اینترنت هست که هیچکس دربارهش حرف نمیزنه. نه گوگل میشناستش، نه اینستاگرام، نه یوتیوب. انگار یه شهر زیرزمینیه توی یه دنیای مجازی، جایی که نور قانون نمیتابه. اونجا نه فیلتر داره، نه پلیس، نه حتی مرز انسانیت. جاییه که مردم دنبال چیزهایی میگردن که حتی آوردن اسمش هم جرمه. به این دنیا میگن دارکوب… و درهای ورود بهش، از دیپوب باز میشن.
جایی که توش ساده ترین و پیش پا افتاده ترین چیزایی که میتونی ببینی دستورالعمل پختن یک زن یا استخدام یک قاتله. جایی که با پرداختن پول میتونی شکنجه شدن آدمارو ببینی و تصمیم بگیری چجوری بمیرن. محیطی که میتونی توش یک موشک جنگی بخری بدون اینکه هیچکس متوجه بشه.

ممکنه با خودت بگی این چیزا واقعی نیستن. شاید بگی افسانهان. ولی اگه بدونی چند درصد از اینترنتی که هر روز استفاده میکنی فقط یه قطرهس تو اقیانوس، اون وقت میفهمی که اینا نه تنها واقعیان… بلکه هر لحظه درحال رشد و بلعیدن بیشتر از دنیای واقعیان.
مطلب منتشر شده تنها به قصد افزایش آگاهی اجتماعی میباشد و هیچ سوی نیتی ندارد. هدف دایمنز تلاش برای افزایش اطلاعات، امنیت فردی و جمعی میباشد در محیطی ایمن تا جستجوگران مبتدی طعمه شیاطین سایبری نشوند.
دیپ وب و دارک وب از کجا اومدن؟ یه تاریخچهی واقعی
اول از همه باید یه چیزی رو صاف کنیم: دارک وب و دیپ وب با هم فرق دارن. خیلیا اشتباهشون میگیرن. ولی قبل از اینکه بگیم تفاوت چیه، باید بدونیم اصلاً چطوری بهوجود اومدن.
دهه ۱۹۹۰ بود. اینترنت تازه داشت همهگیر میشد. مردم ایمیل میزدن، وبسایت میساختن و یاهو صفحه اول همه مرورگرها بود. ولی همزمان با رشد وب، یه مشکل هم بهوجود اومد: گوگل و موتورهای جستجو نمیتونستن همه چیزو ایندکس کنن.

مثلا فکر کن توی یه سایت دولتی وارد میشی و اطلاعات شخصیتو اونجا وارد میکنی، این اطلاعات چیزایی هستن که موتورای جستجو مثل گوگل و یاهو بهشون دسترسی ندارن و نمیتونن اونارو ایندکس بکنن. سایت های دولتی، بانک ها، دانشگاه ها، ارتش، بیمارستان ها و… پر از این اطلاعات ارزشمند و گرون هستن که هیچ موتور جستجویی بهشون دسترسی نداره. همهی این صفحات و اطلاعات توی یه لایهی زیرین از اینترنت قرار میگیرن که بهش میگن دیپ وب (Deep Web).
شاید با خودتون بگید اینترنت خیلی وسیع هستش و بی حد و اندازه بزرگه! ولی باید بهتون بگم شما تا الان فقط به 5 درصد اینترنت دسترسی داشتید و بدون اینکه بدونید 95 درصد ارطلاعات از دید شما پنهان شده بودند، مثل یه کوه یخ.

حالا دارک وب چیه؟ دارک وب بخشی از همین دیپ وبه ولی با یه تفاوت مهم: عمدی مخفیه. یعنی نهتنها موتور های جستجو پیداش نمیکنن، بلکه فقط با ابزار خاص مثل Tor میتونی واردش بشی. سرورهای خاصی داره که رمز نگاری شدن تا ناشناس بمونن. دامین هاشون اسم های در ظاهر نامفهوم ولی رمزنگاری شدن که انتهای اونها به جای com و ir و… با onion تموم میشن. دارک وب جایی نیست که تصادفی واردش بشی. باید بخوای بری اونجا… و وقتی رفتی، باید بتونی برگردی. چون خیلیها رفتن و هیچ وقت مثل قبل برنگشتن.
چطور دارک وب افتاد دست خلافکارا؟
در ابتدا، دارک وب یه پروژه دولتی بود. باورش سخته، نه؟
اما واقعیت اینه که مرورگر Tor توسط نیروی دریایی ایالات متحده ساخته شد. هدفشون این بود که مأمورهای امنیتی بتونن بدون اینکه هکرا ردشونو بزنن، اطلاعات رد و بدل کنن. اما وقتی این ابزار در اختیار عموم قرار گرفت، خلافکارها اولین کسایی بودن که ازش استفاده کردن.
از اون لحظه، دارکوب دیگه یه ابزار اطلاعاتی نبود. تبدیل شد به یه بازار تاریک. یه فضای آلوده که توش همهچیز خرید و فروش میشه. از اسلحه و مواد گرفته تا اعضای بدن، فیلمهای ممنوعه، اطلاعات هویتی، و حتی خدمات عجیبغریبی مثل “قاتل اجارهای” یا “شکنجه لایو“.

پروژههای دولتی در دل تاریکی
همونطور که گفتیم، خود Tor توسط دولت آمریکا ساخته شد. اما ماجرا به همینجا ختم نمیشه. سازمانهایی مثل NSA، CIA، Mossad و حتی سازمانهای سایبری روسیه و چین، حضور فعالی تو دارک وب دارن. نه فقط برای نظارت، بلکه برای عملیات سایبری.
پروژههایی مثل PRISM اطلاعات کاربران رو از دل دیپ وب استخراج میکنن.
پروژه XKeyscore توسط NSA طراحی شده تا حتی کوچکترین فعالیت توی دارکوب رو تحت نظر بگیره.
تو دارکوب شایعه شده که حتی آزمایشهای انسانی غیرقانونی هم توسط نهادهای خاص انجام میشه. بعضیا میگن پروژه MKUltra هنوز توی سایهها زندهس… اینبار نه با LSD، بلکه با تکنولوژی.
(بزودی مقاله ای درباره پروژه های مخفی دولت در دارک وب براتون منتشر میکنم)
مرورگر تور (Tor)؛ دروازه ورود به جهنم
تا حالا شده وارد یه خونهی قدیمی بشی که هیچ پنجرهای نداره؟ فقط تاریکه. هر اتاقش یه رمز داره. هر دری رو که باز میکنی، ممکنه چیزی ببینی که نخوای ببینی. مرورگر Tor (The Onion Router) دقیقاً همینطوریه. طراحی شده برای ناشناس موندن. برای اینکه هیچکس نفهمه کی هستی، از کجا اومدی و داری چی میبینی.
وقتی با Tor وارد اینترنت میشی، مسیرت از بین دهها NOD رمزگذاریشده عبور میکنه. سرورها نمیتونن بفهمن تو کی هستی. حتی اینترنتت هم نمیفهمه دنبال چی هستی. این عالیه، نه؟ بله… تا وقتی که وارد آدرسی با پسوند .onion میشی، جایی که واقعاً باید بدونی داری کجا قدم میذاری.
توی لینک زیر یه مقاله کامل درباره مرورگر تاریک تور منتشر کردم
بازارهای تاریک: فروش اسلحه، مواد و داروهای ممنوعه
بزا خلاصه بهت بگم، توی دیجی کالا و آمازون چی میفروشن؟ توی دارک وب کلیه کودک میفروشن.
از همون سالهای اول دارکوب، توی یه چیزی زود رشد کرد: بازار. یه بازار بدون قانون، بدون نظارت. اولین و معروفترینش: Silk Road بود. یه سایت تو دارکوب، شبیه آمازون… ولی نه برای کتاب و لپتاپ، برای کوکائین، هروئین، سلاح کمری، تفنگ جنگی، داروهای تقلبی، کارت اعتباری دزدی، و حتی پاسپورت جعلی.

مدیرش کی بود؟ دو مرد جوون با اسم های مستعار Dread Pirate Roberts و Ross Ulbricht. باهوش، کاربلد، و به طرز عجیبی معتقد به آزادی. اما دولت آمریکا بالاخره ردی ازشون پیدا کرد. دستگیرشون کردن. و به جاش، هزار تا بازار دیگه مثل قارچ سبز شدن:
- AlphaBay: پرچمدار بعد از سیلکرود، خیلی حرفهایتر و شیکتر
- Hansa Market: با همکاری پلیس هلند لو رفت و اطلاعات هزاران فروشنده افشا شد
- Empire Market: مدتها جایگزین آلفابی شد ولی با کلاهبرداری ناپدید شد
- Versus Market: سقوط کرد چون هکرها سرورهاش رو ترکوندن
این بازارها، برای خیلیها یه کار عادیه! با بیت کوین پول پرداخت میکنن، مواد سفارش میدن، بستههاشون میرسه دم در. شبیه یه خرید اینترنتی معمولی. ولی فقط کافیه یکی از اون بستهها رو پلیس بو بکشه…
توی لینک زیر یه مقاله کامل درباره وبسایت خونین سیلک رود منتشر کردم
دارکوب و قاتلین اجارهای؛ فقط یه کلیک فاصله تا مرگ
شاید باورش سخت باشه… ولی تو دارکوب، میتونی قاتل اجاره کنی.
فرم پر میکنی، اسم هدف، آدرس، روش قتل: خفه کردن؟ تصادف ساختگی؟ اسیدپاشی؟
و فقط با چند بیتکوین… یه آدم کشته میشه.
سایتهایی مثل Besa Mafia، ادعا میکردن هر نوع “خدمتی” ارائه میدن.
واقعیت؟ بیشترشون کلاهبردارن. اما بعضیا واقعاً کارشون رو انجام میدادن.
حتی FBI اعتراف کرده که چندین عملیات قتل تو دارکوب طراحی شده بودن و وحشتناکتر این بود که بعضی وقتا قاتلها با فیلم گرفتن از لحظه قتل، یه مبلغ اضافی از مشتری میگیرن.
توی لینک زیر یه مقاله کامل درباره استخدام قاتل منتشر کردم
لولیتا، عروسک های زنده جنسی و دختران ربوده شده
لولیتا توی دنیای شاد بیرون شاید فقط اسم یک رمان باشه، اما توی دارک وب یه سرنوشت تلخ برای یک دختر ربوده شدست. دختری که دست و پاهاش قطع شده، تا حدی کور و کاملا ناشنوا شده تا آماده فروش باشه! با چه عنوان؟ به عنوان یک عروسک جنسی زنده برای افرادی که در سطح باورنکردنی دچار بیماری های جنسی و سادیسمی شدن.
اولین بار دکتری با نام مستعار لیلیداک (هیچوقت نفهمیدیم مرده یا زن) توی یک وبسایت شروع به فروش اولین نسخه از عروسک های جنسی لولیتا کرد. اون یه دستور العمل از نحوه ساخت این عروسک توی سایتش گذاشت و بعدش دکمه خرید رو فعال کرد. بعد از چند وقت یه فیلم از فردی که لولیتارو خریداری کرده بود منتشر شد.

هیچکس نمیدونه چه کسی اعتماد کرد و خرید رو انجام داد و سرنوشت اون لولیتا در سایه ها باقی موند. بعد از این جریان لیلداک شروع کرد به ساختن لولیتا های جدید به تعداد محدود و سعی در بیشتر زنده نگهداشتنشون داشت. لولیتا ها عموما به خاطر وضعیت بحرانی که بهش دچار بودن بیشتر از 6 ماه دوام نمیاوردن.
کمتر از 5 سال لیلیداک به طور کامل ناپدید شد و هنوز کسی اطلاعی از سرنوشت اون نداشت. بعدش انجمنهایی به وجود اومدن که اعضاشون با افتخار درباره تجربههای شخصیشون مینویسن. از تکنیکهای بیصدا کردن بچهها میگن. از اینکه چجوری با دارو یا تهدید، “همکاری” میگیرن. همهش رمزگذاریشده، همهش با بیتکوین پرداخت میشه، و همهش بهاسم «Lolita content» فروخته میشه.

تو این بازار، بچه فقط یه فایل نیست. از بچه ها به صورن زنده فیلم میگیرن. بعضیا درخواست «شکنجه زنده» میدن. یعنی بگی: “زیر پای بچه اسید بریز” و کسی اونطرف مانیتور واقعاً این کارو انجام بده، با ماسک، با نور قرمز، با صدای خفه.
لولیتا یعنی یه جامعهٔ مخفی از متجاوزهایی که خودشون رو روشنفکر، هنرمند یا حتی خانوادهدوست میدونن. ولی پشت مانیتور، دارن نسل جدید رو میکشن… نه با گلوله، با دوربین و کابل اینترنت.
توی لینک زیر یه مقاله کامل درباره عروسک های جنسی لولیتا منتشر کردم
داعش در دارک وب؛ استخدام، آموزش، حمله
دارکوب فقط جای مواد و اسلحه نیست. گروههای تروریستی هم ازش استفاده میکنن.
داعش در دوره اوج خودش، از دارکوب برای این کارا استفاده میکرد:
- انتشار کتابچههای آموزش ساخت بمب
- ویدیوهای آموزش تیراندازی، قمهزنی، عملیات انتحاری
- جذب نیرو از کشورهای اروپایی و آمریکا
- مکاتبه با اعضای درون کشورها برای انجام عملیات داخلی

جالب اینکه سرویسهای اطلاعاتی غرب هم از همین دارکوب برای نفوذ به شبکه داعش استفاده میکردن. یه جنگ سایهوار، که نه تو زمین، نه تو آسمون… بلکه توی یه دنیای مجازی تاریک و ساکت در جریان بود.
توی لینک زیر یه مقاله کامل درباره فعالیت های داعش در دارک وب منتشر کردم
سکس ترافیکینگ؛ وقتی انسان کالا میشه
هیچ چیزی به اندازه قاچاق انسان دردناک نیست.
دارکوب پر از انجمنهایی هستش که داخلشون تصاویر دخترهای دزدیدهشده، کودکان ربودهشده و افراد فروختهشده قرار داره. سایتهایی هستن که مشتریهاشون بچه سفارش میدن. یه لیست کامل با عکس، سن، ملیت، و حتی “درجه سالم بودن”.

بعضی از این انجمنها با نامهایی مثل “Shadow Kids” یا “Real Dolls” فعالیت میکنن. توی انجمنها درباره شکنجه، تجاوز، و حتی قتل افراد ربودهشده حرف میزنن. پلیسهای سایبری خیلی وقتا تلاش میکنن وارد این گروهها بشن… ولی هر روز یکی جدید باز میشه. دارکوب، جاییه که انسان تبدیل به محصول شده. با قیمت. با توضیحات. با گزینه خرید.
توی لینک زیر یه مقاله کامل درباره سکس ترافیک دارک وب منتشر کردم
رد روم ها (Red Rooms): شکنجه آنلاین و مرگ
حالا میرسیم به یکی از سیاهترین، ممنوعهترین و کابوسوارترین بخشهای دارکوب: رد رومها.
رد رومها اتاقهایی هستن که در اون، یه فرد درحال شکنجه یا قتل زنده نشون داده میشه. بینندهها میتونن چت کنن و پیشنهاد بدن. مثلاً بگن: “با چاقو بزنش”، “چشمشو در بیار”، “بسوزونش” و کسی که پشت دوربین نشسته، اجرا میکنه. هرچه مبلغ بیشتری پرداخت کنی، حق تصمیم بیشتری داری.

رد رومها بهندرت پیدا میشن. آدرسشون فقط از طریق دعوت یا انجمنهای خاص پخش میشه اما یه چیز مسلمه: واقعاً وجود دارن. پلیسهای سایبری تأییدش کردن.
تصور کن یه فروشگاه، با عکسهایی از دخترهای دزدیدهشده. زیر عکسها نوشته:
- شماره کالا: 3182
- سن: ۹ سال
- وضعیت: سالم
- درخواست شکنجه: دارد
- قیمت: ۲.۷ بیتکوین
آره. این یه فانتزی نیست. این داره همین الان تو یه زیر زیر زیر زیر دامنهای تو دارکوب اتفاق میافته. تو یه مادر رو میتونی ببینی که داره ویدیو گریه کردن بچهشو تو اینترنت پخش میکنه در حالی که یه حیوان انساننما، همون لحظه پشت یه پرده، داره بدن همون بچه رو با شلاق خطخطی میکنه.
توی لینک زیر یه مقاله کامل درباره اتاق های وحشت رد روم منتشر کردم
معروفترین ویدیوها:
تخریب دیزی (Daisy’s Destruction): شکنجهی وحشیانهی یه کودک توسط مجرم بدنام “Peter Scully”. ویدیو هنوز تو دارکوب پخش میشه. یکی از تاریکترین محتواهایی که تو تاریخ ساخته شده.
یک دیوانه یک یخ شکن (1 Lunatic 1 Ice Pick): ویدیویی که قتل واقعی یه مرد رو نشون میده، ضبطشده توسط “Luka Magnotta”.
بی رحم (No Mercy): مجموعهای از ویدیوهای شکنجهی زنده که بعداً منبع کشف چند قتل واقعی شد.
توی لینک زیر یه مقاله کامل درباره پروژه تخریب دیزی منتشر کردم
آیا جهان نیاز به دارکوب دارد؟ بررسی از دید فلسفه و جامعهشناسی
اینجا یه سوال سنگین میپرسیم: آیا باید دارکوب وجود داشته باشه؟ آیا یه فضای بدون قانون، بدون سانسور و بدون مرز لازمه یا باید ریشهکن بشه؟
از دید فلسفی، دارکوب مثل یه آزمایشگاهه؛ جایی که آزادی مطلق، بدون نظارت و قانون، در نهایت قراره به چه چیزی تبدیل بشه.

در دنیای معمولی، ما تحت کنترل هستیم: قوانین، سانسور، ترس از مجازات. ولی تو دارکوب، همه اون دیوارا فرو میریزه و وقتی کنترل نباشه، ذات انسان واقعی خودش رو نشون میده.
یه عده میگن دارکوب خطرناکه چون ابزار جنایته ولی یه عده دیگه میگن اتفاقاً لازمه. چون توی همین فضا،
- روزنامهنگارهای تحت تعقیب صداشونو به دنیا میرسونن
- مخالفین سیاسی پنهانشده تو رژیمهای سرکوبگر ارتباط برقرار میکنن
- whistleblowerها مثل “ادوارد اسنودن” از همین فضا برای افشاگری استفاده میکنن
پس دارکوب یه شمشیر دولبهست.
نه خوبه، نه بد. فقط “بیقانونه”… و بیقانونی، هم میتونه آزادی باشه، هم وحشت.

فرهنگ دارکوب؛ تمدن پنهان یا سلاخخونه دیجیتال؟
تو دارکوب، یه فرهنگ عجیب وجود داره. ترکیبی از:
- هکرهای آنارشیست
- قاچاقچیهای مواد
- فعالان آزادی بیان
- مجرمین جنسی
- قاتلین زنجیرهای
- و حتی هنرمندهایی که آثار ممنوعه منتشر میکنن
زبان خاص خودشون رو دارن. قوانین نانوشته. فرومهایی با رتبهبندی اعتماد و بازارهایی که مثل شهرهای زیرزمینی عمل میکنن. اگه بخوای یه تشبیه بدیم…
دارکوب یه شهر مخفی زیر پوستهی اینترنت ماست. یه تمدن دیجیتالی، ساختهشده از سایهها. آدمایی که تو نور نمیتونن زندگی کنن… انتخاب کردن همیشه تو تاریکی بمونن.
اگر اینترنت آینه جامعهست، دارکوب چیه؟ جهنم یا واقعیت؟
اگه بگیم اینترنت سطحی، همینه که هر روز میبینیم – اینستاگرام، گوگل، یوتیوب… یه ویترینه پر از فیلتر، پر از نمایش. اما دارکوب… اون پشت ویترینه. جایی که همه ماسکها برداشته میشن و اونجا نه هشتگ هست، نه لایک… فقط حقیقتی تلخ. یه نقل قول معروف هست که میگه:
دارکوب، نسخهی رهاشدهی بشره و اون چیزی که اونجا هست… ترسناکتر از هر فیلم ترسناکیه که دیدی.
نتیجهگیری: وقتی از لبهی پرتگاه نگاه میکنی، پرتگاه هم به تو نگاه میکنه
ما تو این مقاله، قدمبهقدم وارد دنیایی شدیم که بیشتر مردم حتی اسمش رو هم نمیخوان بدونن. از تاریخچهی دیپوب تا کابوس رد رومها… از بازارهای مواد و اسلحه تا فلسفهی آزادی مطلق.
دارکوب فقط یه فضای اینترنتی نیست، یه آیینهست… یه آینه که اگه توش زل بزنی، صورت خودتو نمیبینی… بلکه واقعیت انسان رو میبینی، بدون ماسک، بدون فیلتر، بدون قانون….
فیلم هایی با موضوع دارک وب
برای دانلود روی تصاویر کلیک کنید









درود برشما وهمه گردانندگان دایمنزمووی
از اگاهی رسانی وتلاش سخاوتمندانه شما عزیزان درارتقای سطح دانش وفرهنگ وهنرجامعه قدردانی میکنیم.
ممنون از اینکه وقت گذاشتی
واو. موندم چی بگم.
اونجا که گفتید یک شمشیر دو لبه هست واقعا جالبه برام؛ با این وجود بیشتر به بخش تاریک ماجرا پرداخته شده، اگر دو لبه هست لازمه به اون لبه دارک وب که ارزش آفرین هست هم توجه بشه؛ البته اگر داشته باشه…
در آینده مقالات بیشتری گذاشته میشه و به بخش های دیگه دارک وب که به نفع مردم عادی بود هم پرداخته میشه. متاسفانه در حال حاضر بودجه مناسبی برای تیم دایمنز وجود نداره و این وبسایت بیشتر جنبه تفریحی داره برای من تا بخش بیزنسی. اگر اسپانسر قابلی پیدا بشه میتونم وقت بیشتر روی سایت بزارم تا مطالب بیشتر و با کیفیت تری منتشر بکنم. مرسی از کامنتی که گذاشتی.